در گزارشی درباره محلهای در یک شهر ایران میخوانیم: "با بلند شدن صدای اذان، مومنان به سوی مسجد روانه میشوند." از خود میپرسیم:
گزارش به هیچ یک از این پرسشها پاسخ نمیدهد، زیرا موضوع آن معماری محله و زندگی اقتصادی مردم آن بوده، نه میزان پایبندی آنان به شعائر دینی، و اشاره گذرا به اذان و نماز بخشی از توصیف صحنه، یا به تعبیر دیگر، "رنگ آمیزی" مطلب.
پرسش برانگیختن در ذهن مخاطب میتواند هدف موجهی در روزنامهنگاری باشد، به شرط آنکه روزنامهنگار دست کم مخاطب را در یافتن پاسخ راهنمائی کند. اگرنه ممکن است مخاطب موشکاف از روزنامهنگار گله کند که چرا به جای توصیف دقیق آنچه دیده، با به کاربردن صفت فقط قضاوت شخصی خود را به مخاطب منتقل کرده. مخاطب کم توجهتر ممکن است گلهای نداشته باشد، اما احتمالا چیز زیادی هم بر اطلاعاتش افزوده نشده.
اگر در گزارش گفته شده بود " صدای اذان بلند میشود"، جملهای کوتاهتر - 4 کلمه، به جای 11 کلمه- فرارسیدن زمان نماز را به مخاطب اطلاع داده بود، و او خود میتوانست حدس بزند که معمولا در این زمان چه تعدادی از مردم یک محل به مسجد میروند.
دو مشکل اطلاعرسانی ناقص و تحمیل نظر نویسنده بر مخاطب غالبا در کاربرد صفت دیده میشود. از یک سو، واژهای که قرار است ویژگی پدیدهای را بیان کند جای خود آن پدیده را میگیرد و نمیگذارد مخاطب با خود پدیده آشنا شود. از سوی دیگر، در حالی که توصیف یک پدیده، تصویری متعلق به مکان و زمانی خاص را در اختیار مخاطب میگذارد، بسیاری از صفت ها - بزرگ، کوچک، زشت، زیبا - "اندازه" مشخصی ندارند و تنها در مقایسه پدیدههای گوناگون معنا پیدا میکنند. نویسنده با به کار بردن صفت، قضاوت خود در باره پدیده را به مخاطب منتقل میکند و فرصت ارزیابی پدیده و رسیدن به قضاوت شخصی را از او میگیرد.
برای سنجش این که آیا صفت به جا به کار رفته یا بی جا، میتوان پرسید که آیا مفهوم مخالف آن را هم میشد به کار برد، به گونهای که هنوز معنی داشته باشد، یا خیر؟ اگر جواب منفی است، صفت را احتمالا باید حذف کرد چون اطلاع تازهای در باره موضوع خبر در اختیار مخاطب نمیگذارد. در مثال بالا، چون نمیتوان گفت "با بلند شدن صدای اذان، کافران به سوی مسجد روانه میشوند"، میتوان نتیجه گرفت که صفت مومن در این جمله بر آگاهی خواننده نمیافزاید.
این آزمایش را در چند نمونه دیگر نیز میتوان نشان داد:
هدف این یادداشت "منع" کاربرد صفت نیست. هیچ کس را نمیتوان وادار کرد که واژه خاصی را به کار ببرد، یا نبرد. هدف آن است که خواننده ترغیب شود پیش از جادادن "صفت" به دنبال یک اسم، تا چه رسد به جای اسم، فکر کند که آیا می تواند موضوع خبر را به دقت، و به اختصار، "توصیف" کند، تا هم مخاطب را از جزئیات آگاه کرده باشد و هم به او حق تصمیمگیری مستقل بدهد، یا خیر؟ اگر پاسخ منفی است، احتمال آن هست که نویسنده به اندازه کافی با موضوع آشنا نیست و به آن فکر نکرده؛ در نتیجه به جای طی کردن مسیر درست اطلاعرسانی، با به کار بردن صفت "میان بر" زده تا زودتر به مقصد برسد.
به کار بردن نابجای صفت عادتی است که از نخستین مراحل آموختن نگارش در ذهن بسیاری از ما جا گرفته، زمانی که به جای توصیف دقیق موضوع باید صفحات انشاء را با زنجیرههائی از صفتهای مترادف پر میکردیم. از این عادت، یا اعتیاد، تنها با آگاهی و تمرین میتوان فاصله گرفت. "صفت" هنگامی که سرسری به کار گرفته شود، مانند هر ابزار دیگری، کارائی خود را از دست میدهد. با صفتی که به دقت انتخاب شده باشد میتوان هم کوتاهتر نوشت، و هم موثرتر.
منبع: روزنامه همشهری
اول اساس پادکاست ، بر مبنای ضبط فایل با فرمت ام پی تری است . فایل های ام پی تری ، این ویژگی را دارند که :
دوم ایستگاه های رادیویی ، که در چند سال اخیر از سیستم های نوار خور آنالوگ ، به سیستم های دیجیتال تبدیل شده اند نیز ، از خبرنگاران خود در نقاط مختلف ، می خواهند گزارشهای خود را با فرمت ام پی تری تحویل دهند ، چرا که هم ارسالش آسان تر است و هم پخشش در استودیو ، میسرتر و سهل تر از سایر فرمت های صدا است
سوم اکثر دستگاه های ضبط صوت دیجیتال به فرمت ام پی تری ، به عنوان یک فرمت مادر ، ضبط می کنند
حالا ببینیم یک فایل ام پی تری ، چه ویژگی هایی دارد:
حجم و کیفیت هر فایل صدا ( و به طور اختصاصی هر فایل ام پی تری ) ، به سه ویژگی آن بستگی دارد:
اول: به اینکه آیا صدایی که ضبط می کنیم ( یا تبدیل می کنیم ) استریو است یا مونو ؟
صدای استریو صدایی است که دارای باندهای متفاوت صدا برای گوش های چپ و راست باشد . یعنی به گونه ای ضبط شده باشد که برای هر گوش ، صداهای اختصاصی ضبط شده باشد . اکثر میکروفون ها و ضبط صوت های حرفه ای و نیز فایل های موسیقی ، بدین گونه ضبط می شوند اما نکته ی مهم اینجاست که همین مزیت همزمان با بالابردن کیفیت صدا و سه بعدی کردنش ، سبب می شود فایل حاصل ، سنگین و حجیم شود .

هر فایل صدای استریو دو باند دارد

فایل مونو ، یک باند مشترک دارد
از طرف دیگر برای گزارشهای صداهایی که بر روی اینترنت قرار میگیرند و نیز گزارشهایی که برای بسیاری از ایستگاه های رادیویی ضبط می شوند ، لازم نیست ، صدای گزارش استریو باشند . بنا بر این اگر گزارش صوتی درست می کنید و می خواهید بالافاصله آن را روی اینترنت بگذارید و یا برای ایستگاه رادیویی که برایش کار می کنید بفرستید ، یکی از راه های کم کردن حجم فایل ، تبدیل صداهای استریو به مونو است .
دوم: بیت ریت یا ضرب آهنگ

از عدد 8 ( بی کیفیت ترین ولی سبک ترین ) تا 512 ( بهترین ولی سنگین ترین ) در نوسان است . کیفیت استاندارد برای رادیو بین 80 تا 128 کیلو بایت در هر ثانیه است . در کیفیت 128 کیلوبایت بر ثانیه ، هر یک دقیقه صدا ، حجمی برابر با یک مگا بایت دارد . یعنی اگر ده دقیقه صدا ، با کیفیت 128 ضبط بکنیم ، حجمش 10 مگا بایت می شود . برای پادکست این عدد می تواند متفاوت باشد . در بی بی سی ، برای اینکه هم کیفیت صدا پایین نیاید و هم فایل صدا ،بیش از اندازه حجیم نباشد ، رقم استاندارد برای بیت ریت 64 کیلوبایت در هر ثانیه است . در این کیفیت به ازای هر یک دقیقه صدا ، حجم فایلمان برابر با 500 کیلو بایت خواهد بود . در کشورهایی که از اینترنت های تلفنی ( دایل آپ ) استفاده می شود، پادکست سازان ، کیفیت 16 کیلو باید در هر ثانیه را برای پادکست های خود انتخاب می کنند . در این کیفیت ، به ازای هر ده دقیقه صدا ، فایلی با حجم یک مگا بایت خواهیم داشت . ( کیفیت صدا در این حالت برابر با کیفیت صدا از پشت تلفن است )
نکته ی مهم اینجاست که هر چقدر بیت ریت پایین تر باشد ، کیفیت صدا کاهش می یابد . در بیت ریت های پایین ، صداهای زمینه در هم شنیده می شود و حروف " س " ، " ش " ، " ف " ، "پ" و " ب " غیر قابل تفکیک می شوند . انتخاب بیت ریت مناسب ، با توضیحاتی که داده شد و بعد از چندین بار تجربه ضبط کردن و یا تبدیل کردن صدا ، کار مشکلی نیست . به شدت توصیه می کنم صدا را با بهترین کیفیت ضبط کنید و سپس روی کامپیوتر بسته به شرایط و انتخاب هایی که دارید به کیفیت های پایین تر و در نتیجه کم حجم تر ، تبدیل کنید ( صدای اصلی ، بهتر است با بهترین کیفیت ضبط شوند )

سوم: سمپل ریت یا تعداد نوسان های صدا
این عدد نیز بین 8000 کیلوهرتز تا 52000 در نوسان است . 8000 پایین ترین کیفیت و 52000 بالاترین است . کیفیت استاندارد برای رادیو بین 32000 تا 44000 است . باید توجه داشت که سمپل ریت را باید با توجه بیت ریت و بر اساس این جدول انتخاب کرد :
سمپل ریت ، فاکتور بسیار مهمی در کیفیت بعد صدا محسوب می شود ، در سمپل ریت های پایین ، صداها نا مشخص و در هم است . صداها با سپمل ریت های بالا ، واضح تر هستند .
حالا که فرمت های مختلف صدا را شناختید ، به سادگی می توانید هم دستگاه ضبط صوت خود را ، درست تنظیم کنید و هم پس از ضبط کردن ، با هر نرم افزار صدایی که در دسترس دارید ( از جت اودیو تا کول ادیت ) آن را به هر فرمتی که می خواهید تبدیل کنید . البته در درسهای آینده ، به طور مفصل در مورد نرم افزارهای صدا ، تمرین خواهیم کرد ، اما گفتم پیش از آن زمان کمی گوی و میدان دستتان آید . پس این شما و این گوی و میدان صدا!
آثار ارسالی می تواند درباره نابرابری اقتصادی، ایجاد توانمندی اقتصادی در سطح محلی، توسعه پایدار و سایر موضوع های مرتبط باشد. آثار ارسالی باید باید در فاصله اول ژانویه 2009 تا 31 دسامبر 2009 منتشر شده باشند. این آثار باید به همراه ترجمه انگلیسی فرستاده شوند.
هزینه ثبت نام در این مسابقه 25 دلار برای ارسال یک اثر و 40 دلار برای ارسال دو اثر است. روزنامه نگارانی که بین سه تا پنج اثر خود را ارسال می کنند باید 50 دلار بپردازند.
برای اطلاعات بیشتر به این لینک مراجعه کنید.
• به روز باشید و مجهز سر مصاحبه بروید. آماده نبودن شما می تواند اثر منفی روی طرف مقابل بگذارد.
• برای رساندن مفهوم و حفظ بافت متن تلاش کنید، نه صرفا دادن اطلاعات
نامنسجم. اطلاعات شما می تواند حجم زیادی داشته باشد اما به ندرت می توان
یکپارچگی بافت متن را با ارائه تمامی اطلاعات حفظ کرد.
• روزنامه نگار باید شکاک باشد نه بدبین.
• همیشه آخرین پرسش مصاحبه تان این جمله باشد: «مورد دیگری هست که من باید راجع به آن می پرسیدم؟»
• یک روزنامه نگار هرگز نباید قبل از چک کردن صحت مطالب گفته شده در یک نشست خبری، به فکر بازنویسی صرف آن باشد.
• یک روزنامه نگار نباید اصل بی طرفی را با نامنسجم نویسی اشتباه بگیرد و
گزارشش به یک متن بدون بافت تبدیل شود که فقط پر از «این خانم گفت» یا «آن
آقا اظهار کرد» است.
• یک روزنامه نگار نباید موقع تهیه گزارش خیلی دوستانه رفتار کند و در
عوض، موقع نوشتن متن خبر به این و آن نیش بزند. همیشه متناسب شرایط رفتار
کنید.
• بلند گویی باشید برای کسانی که صدایشان به کسی نمی رسد.
• آدم های مرفه را زیر سوال ببرید و مایه تسلی کسانی باشید که دچار رنج و پریشانی هستند.
• همیشه از این قانون پیروی کنید: «اگر مادرتان گفت دوستتان دارد، حتما آن را با منبع دومی هم چک کنید.»
• برده ی بی چون و چرای هر قانونی نباشید، حتی همین قوانین!
• یک روزنامه نگار هرگز نباید فهرستی از کارهایی که «هرگز نباید انجام دهد» تهیه کند.
• روزنامه نگاران هرگز نباید خود را درگیر فریب ها و بازی های شبکه های اجتماعی کند.
• مخاطب را بشناسید و بفهمید که چه اطلاعاتی می خواهد یا به آن نیاز دارد
و به چه طریقی دوست دارد آن ها را بشنود یا به اشتراک بگذارد. خبر یک جور
فعالیت است نه یک محصول.
• همیشه اجازه بدهید یک نظر یا پاسخ، سرنوشت کل مطلبتان را تغییر بدهد، حتی اگر درست لحظه آخر بسته شدن صفحه یا تکمیل گزارشتان باشد.
• یک روزنامه نگار باید همواره در دسترس باشد. بگذارید مردم طریقه ی تماس
با شما را بدانند. از شماره تلفن و ایمیل گرفته تا آی دی مسنجرهایتان.
• روزنامه نگار باید عضو فعال اجتماع خود باشد. اگر میان آنها نباشید، پس چگونه نماینده ی آنها هستید و از طرف آنها صحبت می کنید؟
• از خانه و دفتر کار بزنید بیرون. پشت حرفه و کامپیوترتان مخفی نشوید. کشف کنید در جامعه و محله تان چه می گذرد.
• هدف خود را همیشه به یاد داشته باشید؛ بهترین گزارش ها، سطح آگاهی مردم
را بالاتر می برد و بدین شکل آنها می توانند برای رسیدن به یک دموکراسی
مطلوب تر، تصمیمات بهتری بگیرند.
• پاسخگو باشید. وقتی یکی از خوانندگانتان با شما تماس می گیرد، به حرف
هایش گوش کنید و پیگیر باشید. بدون جذب مخاطب، انگار دارید فقط با خودتان
حرف می زنید.
• روزنامه نگار هرگز نباید آموختن را فراموش کند. روزی 15 دقیقه هم کفاف
می دهد؛ یک مهارت جدید بیاموزید یا یکی از مهارت های قدیمی تان را تمرین
کنید.
• روزنامه نگاران باید در خلال مصاحبه گاهی هم سکوت کنند و آرامش خود را
حفظ کنند. اگر مدام حرف نزنید چیزهای بیشتری می شنوید و می آموزید.
• روزنامه نگار نباید درباره مسائل مالی حرفه ی خود اظهار بی تفاوتی کند.
باید بداند چه کسی منابع مالی را تامین می کند و چرا. در غیر این صورت او
را فردی غیرمسئول می دانند نه پاک و منزه.
• روزنامه نگار هرکجا که می رود باید به دنبال حقایق و واقعیت ها باشد، مخصوصا اگر جایی که می رود غیرمنتظره و ناخوشایند باشد.
• روزنامه نگار باید معنی پشت این جمله را درک کند: «انقلاب های واقعی همه همینطورند»
• هیچوقت نگویید که بی طرف هستید. شما گرایشات و تمایلاتی دارید. بهترین
روزنامه نگاران گرایشات و تمایلاتشان را کاهش می دهند اما وجود آنها را
انکار نمی کنند.
• روزنامه نگار باید بداند که بهترین وسیله برای روایت یک خبر یا گزارشی
چیست؛ استفاده از عکس، تصاویر گرافیکی، صدا، نمودار، ویدئو یا ترکیبی از
آنها.
• زمانی که می خواهید از ابزار تازه ای استفاده کنید، هیچگاه ارزش های روزنامه نگاری را فراموش نکنید.
• نگذارید داستانی با انتشار خود به پایان برسد. مخاطب را قبل و بعد، و در زمان انتشار درگیر داستان کنید و آن را تروتازه نگه دارید.
• قانون طلایی مربوط به منابع و همکاران را اجرا کنید: «با دیگران آن گونه رفتار کن که دلت می خواهد آنها با تو رفتار کنند.»
• با گشاده رویی خودتان آدم ها را تحت تاثیر قرار دهید. از هر کسی چیزی
بیاموزید. دانش، عنصری جمعی و گروهی است. سوال ها و جواب ها مشترکند.
• این را درک کنید که «یک نوشته ی خوب ممکن است سحرآمیز به نظر برسد اما
سحر و جادویی در کار نیست». از شیوه هایی که آموخته اید، استفاده کنید.
تمرین و تکرار کنید.
سازمان رادیویی-تلویزیونی آلمان، دویچه وله، برای ششمین سال متوالی مسابقات وبلاگ نویسی را برگزار می کند. فرصت شرکت در این مسابقه و رای دادن به وبلاگ ها، پادکست ها و ویدیولاگ های مورد علاقه تا 14 فوریه 2010 است.
مسابقه ویژه رقایت های امسال مربوط به تغییرات اقلیمی است.
مسابقات وبلاگ نویسی در یازده زبان برگزار می شود. برای اطلاعات بیشتر درباره بخش فارسی این مسابقه به این لنک مراجعه کنید.




اخبار به هر حال از ذهن ما بیرون میآید و نتیجه فرآیند پیچیدهای از انتخاب است. در یادداشتنویسی این ذهنیگرایی علنی میشود و جلوی چشم میآید. دیگر تلاشی نمیشود تا حضور «من» پشت ادعای عینیگرایی، بیطرفی و تعادل مخفی بماند. «من» با صدای بلند و شفاف صحبت میکند و خود را نشان میدهد.

یادداشت زمانی موفق است که بکر
باشد و اصطلاحا امضای نویسنده پای آن باشد یعنی لحن خودش را داشته باشد و خواننده
با خواندن متن بتواند حدس بزند چه کسی آن را نوشته است. برخی از یادداشتنویسها
ممکن است لحنی زیرکانه داشته باشند، جنجالی باشند، صریح و خشک و بدون تحمل نظرات
دیگران، محکم که انگار میخواهند به کسی تودهنی بزنند، همراه با التقاطی از فرهنگها،
محاورهای، عجیب و غریب، کولیوار و همراه با قشقرقبازی، شیطنتآمیز، طعنهآمیز،
اعترافآمیز، مقتدرانه، ضدِ سیستم و مخرب و آزاردهنده. در بدترین حالتش یادداشتنویسها
گاه قشقرقبازی را با فحاشی همراه میکنند.
خواننده یکجورهایی با یادداشتنویس ارتباط برقرار میکند. اغلب به همراه یادداشت
پرتره یا طرحی از نویسنده چاپ میشود که به جا انداختن شخصیت یادداشتنویس کمک
میکند.
ممکن است برخی از خوانندهها عاشق یادداشتنویسها باشند و برای خواندن ستونِ
آنها روزشماری کنند یا از آنها متنفر باشند. بدترین اتفاق برای یادداشتنویس این
است که نادیده گرفته شود.
زبان و لحن یادداشتنویس، اغلب با روزنامه همخوانی دارد. یادداشتها یکجورهایی
شخصیت روزنامه را میسازند و در عین حال از آن شخصیت میگیرند. نقل قولهایی از
رماننویسهای معاصر اروپای شرقی ممکن است در صفحات هفتهنامه آبزرور (نسخه آخر
هفته روزنامه گاردین) جا بگیرد اما در روزنامه استار (یک روزنامه همهخوان
انگلیسی) چاپ نشود.
روایتی کُند درباره ملاقاتی غریب در یک سلمانی ممکن است در هفتهنامهای محلی چاپ
بشود اما نه در گاردین. بعید است به یک مارکسیست یا مسلمان در روزنامهای سراسری
برای یادداشت نویسی ستون ثابت داده شود. نظرات آنها حاشیهای تلقی میشود و
مطبوعات سراسری اغلب این حاشیهنشینی را گسترش هم میدهد. اما در روزنامهای کمتیراژ
بیشتر احتمال دارد اقلیتها جایی برای خود پیدا کنند.
همه روزنامهها ارزش یادداشتنویس خوب را میدانند. روزنامههای سراسری در
انگلستان حقوق زیادی به یادداشتنویسهایی که میتوانند برای روزنامه تبلیغ
باشند، میپردازند. (بیش از 100 هزار پوند در سال – حدود 200 میلیون تومان) در
همین حال، خیلی از روزنامههای محلی به خصوص کوچکترها و کماهمیتترها یا هفتهنامههایی
که اغلب مجانی توزیع میشوند و آگهی خوبی ندارند، به طور استراتژیک از یادداشتنویسها
استفاده میکنند: به جای این که مثل رقیبان خود «ستون ثابت» داشته باشند، تنها در
مواقع مهم یادداشتها چاپ میکنند. با این کار، روزنامه تلاش میکند تا حضور خود
را در منطقهای که منتشر میشود تثبیت کند و با یادداشتهایی که منتشر میکند
مردم را به واکنش وادارد بکند تا آنجا که سیل نامهها به روزنامه سرازیر بشود.
(چه له چه علیه یادداشتنویس)
انواع و اقسام یادداشت وجود دارد. یادداشت ممکن است نظر صریح یادداشتنویس باشد
یا برای نوشتن آن مقداری هم تحقیق شده باشد. ممکن است حالتی گزارشگونه داشته
باشد که نظرات نویسنده را منعکس بکند. بیشتر یادداشتها درباره موضوعات خبری روز
هستند که در روزنامه منتشر میشود، اما همیشه هم این طور نیست. شاید بشود گفت
خیلی از یادداشتها آخرش به صحبت درباره روزنامهنگارهای دیگر ختم میشود.
کیت واترهاوس، یکی از یادداشتنویسهای معروف فلیتاستریت (خیابانی در لندن که
زمانی روزنامهها در آن قرار داشتند) طرحی 25 پلهای برای نوشتن یادداشتی درجه یک
پیشنهاد کرده است. برخی از راهنماییهای او به این ترتیب است:
- هر یادداشتنویسی به نیم دوجین اسبهای تفریحی خوب نیاز دارد. اما آنها را تا
سرحد مرگ ندوانید.
- در مورد بریده جراید، او میگوید: "هر بیشتر بریده جراید جمع کنید، بیشتر
وسوسه میشوید آنها را روی سر و کله خوانندهها بریزید ... این که یادداشت را با
نقل قولهای آدمهای دیگر پر کنید مثل این است که توی شیر آب ببندید. سعی کنید
مطالب را دیگر را اول بخوانید و هضم کنید و یادداشت را بنویسید."
- هیچ وقت جعلی ننویسید. "هیچ چیزی به اندازه صادق نبودن راحت رو نمیشود –
صفتها را روی هم تلنبار کنید، اما انزجار و آشفتگی دروغین مثل سکه جعلی وق میزند."
-یادداشت نباید جایی برای خرده حسابهای شخصی، کینهتوزیها و حسادتورزیها
باشد، مگر آن که بیشتر خوانندهها با نظرات شما همراه باشند.
- تنها روزنه باریکی از زندگی خود را روی خوانندهها بگشایید.
- جنگ و دعوادر ستون یادداشت برای یادداشتنویسها جذاب است. خوانندهها، یا بنا
به تعریف کریگ براون، "آن اقلیتی که هنوز یادداشتنویس نشدهاند از خوانندن
چنین ستونهایی خوششان میآید.
در همه روزنامهها ستون یادداشت جزو چیزهایی است که برای انتشار روزنامه حتما لازم
است. خبر سخت، خبر نرم، گزارش، گزارش از شخص، تحلیل، طنز، نقد، گزارشهای
کندوکاوی، صدای مردم، ویژهنامهها، ورزش، ستون سرمقاله و طرح همه و همه باید به
شکلی متعادل استفاده بشوند تا روزنامهای رنگین و وزین شکل بگیرد. دانشجویانی که
به فکر روزنامههای دانشجویی هستند باید قبل از انتشار روزنامه به همه این چیزها
فکر کنند. در کنار همه اینها باید جایی هم برای یادداشت در نظر بگیرید.
یک مثال:
تیتر: سیاستمدارانی که بیتردید به دنبال دور زدن هستند
نام ستون: شنبهها با کولتون
به خاطر بالا بردن امنیت جادهها تقریبا دیگر خبری از دوربردگردانها در جاده
"ای یک" نیست، اما به نظر میرسد که در دنیای سیاست دوربرگردانها
دارند مثل کرم از لای گوشتهای گندیده سر در میآورند.
جان میجر و گروهش برای کامل کردن چند دور کامل به اندازه کافی دور برگردان زدهاند
و آخر سر هم دوباره دارند در همان مسیر اول حرکت میکنند، هر دوربرگردان در واقع
نشانی از وقاحت و بیپروایی بوده است.
در آخرین دوربرگردان جان میجر دیده شد که به دنبال خرید مشاوره قانونی درباره
پیمان ماستریخت داشت بازار را زیر و رو میکرد درست مثل کسی که دنبال دستگاهی میگردد
تا توی آن پول بیندازد و دستگاه با صدای بلند وزنش را همانطور که او دوست دارد
اعلام کند.
و هنوز چند هفتهای از انتخاب او نگذشته که رییسجمهور ایالات متحده امریکا تا
آنجا که به دوربرگردان زدن برمیگردد کلی پیشرفت داشته که به مردم گفته باید
مالیات بدهید درست بر خلاف حرفی که قبلا زده بوده: نباید مالیات بدهید.
انگار همه اینها نوعی آزمایشگاه بوده باشد برای این که چه طور میتوانید زیر قولتان
بزنید و روی قولتان سیفون توالت بکشید.
نکته قابل تامل این است که سیاستمداران و بقیه آدمهایی که آن بالا نشستهاند
دارند به ما میگویند که آدمهای درستی باشیم و اخلاق را رعایت کنیم.
همین چند روز پیش بود که شنیدم کشیش لیورپول میگفت من خودم باعث وقوع جرم هستم
(همین طور که او و شما هم هستید)، حتی اگر این جرم یک پارک ممنوع بوده باشد.
اصلا این روزها دیگر کسی پیدا میشود که روی خط راست حرکت کند؟
تحلیل مثال:
این یادداشتی هوشمندانه است و در تهیه آن از کلی مهارتهای دستور زبانی استفاده
شده اگر چه جملهها برای این که با رسمالخط روزنامه هم سو باشد همچنان کوتاه
هستند. نظر شخصی یادداشتنویس در طول یادداشت ادامه دارد. تمرکز روی خبری راجع
به دوربرگردانهای جان میجر و کلینتون است اما شیوه انتقاد استعاره و تشبیه است
که با استفاده از دوربرگردان بیان شده است.
پاراگراف اول: جمله آغازگر با ارجاع به جاده "ای یک" که خیلی سریع زاویهای
محلی را برجسته میکند. استفاده از تشبیه تصویری "مثل کرمهای گوشت گندیده
در دنیای سیاست" قوی است و احساس تنفر و انزجار را منتقل میکند که تا آخر
یادداشت هم همراه آدم میماند.
پاراگراف دوم: در این پاراگراف استعاره دوربرگردان به شکلی هوشمندانه ادامه یافته
است، لحن و ریتم با عبارت "هر دوربرگردان در واقع سمبلی از بیشرمی و بیپروایی
بوده" باز هم ادامه پیدا کرده است.
پاراگراف سوم: لحن انزجار با استفاده از عبارت "زیر و رو کردن بازار برای
خرید" و همین طور تشبیه " درست مثل کسی که دنبال دستگاهی میگردد تا
توی آن پول بیندازد و دستگاه با صدای بلند همان وزنی را که او میخواهد اعلام
کند" همچنان حفظ شده است.
پاراگراف چهار: گریز ناگهانی به امریکا با حرف ربط "و". ایجاد لحن طعنهآمیز
کار سختی است. تنها با ارایه پیشزمینه مناسب خواننده درک میکند آنچه نوشته شده
معنایی 180 درجه متفاوت دارد. در اینجا " کلی پیشرفت داشته" عبارتی
طعنهآمیز است و لحن آن کاملا پیداست.
پاراگراف پنجم: یک جورهایی مبهم است. شاید کولتون [نویسنده یادداشت] دارد با
کلمات بازی می کند. ارجاع به آزمایشگاه قدری عجیب است. " روی قولتان سیفون
توالت را بکشید" به طرز چشمگیری جالب توجه است. اما معنای جمله معترضه آخر
معما باقی میماند.
پاراگراف ششم: پنج پاراگراف اول در واقع بخشی را تشکیل میدهد که در آن مشکل اصلی
بیان شده است. حالا در بخش دوم یادداشت، پای نتیجه اخلاقی به میان میآید: شیادیِ
آدمهایی که "آن بالا نشستهاند." "نکته قابل تامل" لحنی
جنجالی دارد همان طور که عبارت "همین چند روز پیش" هم چنین لحنی دارد.
در مقابل درسهای اخلاقی کشیش به مردم (ما) یادداشت نویس شاهدی زمینی هم آورده:
"حتی اگر جرم فقط یک پارکینگ ممنوع باشد."
پاراگراف آخر: او دوباره به موضوع دور بردگردان برمیگردد با اشاره به استعاره
"خط راست."
در مورد خیلی از آدمها، احساس انزجار از قدرتمندان اغلب با احترام بیان میشود.
در اینجا کولتون با استفاده از عبارت «آدمهایی که آن بالا نشستهاند" خیلی
خوب از پسِ این کار برآمده است.
یک نکته: فرق یادداشت و سرمقاله
اگر یادداشت در ستون سرمقاله منتشر شود نظر رسمی روزنامه را بیان میکند.
نظامنامه تحريريه را مي توان يک نظامنامه حرفه اي دانست. اين نظامنامه مجموعه اي از اصول اخلاقي و معيارهاي حسن رفتار است که يک موسسه رسانه اي يا اتحاديه روزنامه نگاران از اعضاي خود انتظار دارد که رعايت کنند. در بيشتر موارد نظامنامه تحريريه براي آن به وجود آمده که روزنامه نگاري را بيشتر به يک حرفه شبيه کند؛ از کساني که خود را روزنامه نگار مي نامند انتظار مي رود که بکوشند معيارهاي رفتاري را در سطح بالايي رعايت کنند.
بعضي از مواردي که براي نظامنامه تحريريه درنظرگرفته مي شود، ممکن است از قبل در قوانين رسمي کشور گنجانده شده باشد. نظامنامه ها بر مبناي اين فرض بنا شده اند که در سراسر دنيا روزنامه نگاران اکراه دارند که حکومت مقررات مفصلتر و بيشتري را در زمينه فعاليت آنها وضع کند. از اينرو خود مقرراتي را تنظيم مي کنند تا به روابط و رفتارهاي حرفه اي شان نظم و سامان دهند.
بعيد است براي روزنامه نگاري که نظامنامه را نقض مي کند به جز سرزنش اتحاديه يا سازمان متبوعش که نظامنامه را تدوين کرده جريمه اي در نظرگرفته شود.
مثلا در بريتانيا روزنامه نگاران با دولت به اين توافق رسيده اند که در اموري که خارج از حيطه قانون است، برابر معيارهاي خود روزنامه نگاران برخورد کنند. کميسيون شکايات مطبوعاتي به شکايات مردم از روزنامه نگاراني که خلاف اخلاق رفتار کرده اند رسيدگي مي کند. همين کميسيون است که تصميم مي گيرد آيا کسي قواعد اين حرفه را زير پا گذاشته است و آيا بايد عذرخواهي کند يا نه.
عملا، نظامنامه مجموعه اي از دستورالعملهايي مکتوب در مورد تعدادي از مسايل اخلاقي است که مسائل مختلفي را از اصلاح خطاها و اشتباهات خبري تا نوشتن درباره کودکاني که مورد سوء استفاده جنسي قرارگرفته اند، در بر مي گيرد.
فايده نظامنامه چيست و چرا بايد آن را داشته باشيم؟
بسياري از مردم بر اين عقيده اند که روزنامه نگاران امروز به طريقه اي کاملا غير اخلاقي و غيرحرفه اي عمل مي کنند. داستانهاي فراواني درباره روزنامه نگاراني بر سر زبانهاست که سعي کرده اند عکس بچه هايي را که به تازگي درگذشته اند از خانه والدين آنها بدزدند؛ آنهم موقعي که همکاران شان داشته اند با والدين مصيبت ديده چاي مي نوشيدند. يا اينکه براي گير انداختن کسي مخفيانه از او فيلمبرداري کرده اند يا براي صحه گذاشتن بر کيفيت کالايي رشوه و پول گرفته اند.
خوشبختانه اين موارد غالبا استثنا هستند نه قاعده. دليل تدوين نظامنامه ها و ترويج و معرفي آنها اين است که از وجود رفتار حرفه اي در رسانه ها اطمينان حاصل شود و روزنامه نگاراني که مقيد به اخلاق نيستند به حاشيه رانده شوند.
بيشتر روزنامه نگاران مسئول از هر آنچه اعتبار، قانونمندي، درستکاري، نظم و قابل اعتماد بودن حرفه شان را بالا ببرد حمايت مي کنند. هرچه باشد، اگر ما اعتبار مخاطبان خود را از دست بدهيم، ديگر چندان دليلي براي ادامه کارمان نخواهيم داشت.
از نظامنامه تحريريه چه انتظاري مي رود؟
نظامنامه تحريريه بايد موضع موسسه رسانه اي يا اتحاديه را درباره مجموعه اي از اصول بنيادي به روشني بيان کند. نظامنامه نبايد به ديگر امور روزنامه نگاري از جمله سبک نويسندگي، ارزش خبري يا نحوه ارائه و اجرا کاري داشته باشد. در اصل، اين نظامنامه بيانيه اي است درباره اينکه يک روزنامه نگار به هنگام پژوهش، مصاحبه، ويرايش و نگارش يک مطلب بايد چه رفتاري داشته باشد.
مقررات درباره نحوه رفتار، از کشوري به کشور ديگر فرق مي کند زيرا قوانين محلي با هم تفاوت دارند. در بسياري از جاها قانون است که جايگاه و عملکرد روزنامه نگار را در قبال شماري از مسائل مهم تبيين مي کند. مثلا در انگلستان، قانون از حق افراد براي برخورداري از محاکمه منصفانه و عادلانه حمايت مي کند و در باره نحوه پوشش خبري جريانات دادگاه قوانين مشخصي وجود دارد. نظامنامه بايد درباره تمامي مسايل اخلاقي که بر کار روزنامه نگاران اثر مي گذارد اما در قانون گنجانده نشده، نظر داشته باشد.
چند نظر در اين زمينه وجود دارد که تقريبا مورد قبول همگان است:
· روزنامه نگاران بايد حقيقت را گزارش دهند و بايد دقت اطلاعات خود را پيش از انتشار بررسي کنند
· در نحوه گزارش بايد ميان واقعيات و اظهار نظر تفاوت مشخصي وجود داشته باشد
· روزنامه نگاران بايد خطاهاي خود را تصحيح کنند
· عکس، مدارک و مصاحبه را بايد تنها از راههاي منصفانه و درست گرفت. روزنامه نگاران نبايد براي اين کار به فريب متوسل شوند
· روزنامه نگار بايد از خطرهاي تبعيض، تعصب و انگاره سازي نادرست آگاهي داشته باشد
· روزنامه نگاران بايد از قبول رشوه يا لطف شخصي خودداري کنند و نبايد بگذارند که منافع شخصي شان بر بيطرفي آنها تاثير بگذارد
· گزارشها بايد با در نظر داشتن جو حاکم بر جامعه از نظر سليقه و آبرومندي تهيه شوند
· روزنامه نگاران بايد هويت منبعي را که خواسته نامش فاش نشود، محفوظ نگه دارند
قاعده مشخصي وجود ندارد که حکم کند سازمان شما، اگر اساسا بخواهد به قواعد و مقرراتي پايبند باشد، کدام اصول را بايد بپذيرد. مساله به اين مربوط است که شما تا چه حد بخواهيد عضوي از جامعه جهاني و حرفه اي روزنامه نگاري باشيد و بخواهيد که معقول عمل کنيد و درباره آنچه درقانون گنجانده نشده، معيارهايي را رعايت کنيد.
اما بعضي وقت ها اين خواندني شدن حاصل يك خوشفكري و نگاه حرفه اي از سوي مصاحبه كننده يعني خبرنگار است. از يك آدم بي حال يعني مصاحبه شونده بي رمق يك موجود زنده مي سازد. مدام در ذهنش هنگام مصاحبه به فكر مخاطب است كه نكند در توجه نهايي از دستش بگريزد.
لذا تا مي تواند با لطايفالحيل سعي مي كند بر كالبد مصاحبه اي كه سعي در انجام درست اش دارد، روح مسيحايي بدمد. هي سوال هايش را ورز مي دهد،؛هنگام تنظيم مدام موهاي سرش را مي كند كه چگونه با يك تنظيم اصولي از اين مصاحبه يك توليد هنري داشته باشد. اگر از اين كار موفق بيرون آمد ما اسم اش را مي گذاريم خبرنگار مولف، كسي كه مكتوب مرده را زنده مي كند.
اين خبرنگار، نمي شود كه با تكنيك هاي نويسندگي آشنا نباشد و خبرنگار مولف بشود، پس بايد فراوان داستان خوانده باشد و به تكنيك هاي داستان نويسي آشنا باشد. مثلا در مصاحبه كردن تفاوت مصاحبه و گفت و گو و تفاوت گفت و گو و مكالمه را بداند. اين مقدمه را گفتم كه اين چند جمله را به نقل از آقاي ويليام نوبل براي شما نقل كنم : تام برچ در مكالمه مثل زنبور تند وسريع است،اما تا قلم به دست مي گيرد انگار كه اژدر به طرفش پرتاپ شده، تمام استعداهاي اش خشك مي شود. وقتي مكالمه را به اين عنوان كه گفت و گويي خوب و واقعي است ، روي كاغذ مي نويسيم، انگار كه آب سردي روي ساختمان درام ريخته ايم. مكالمه، مكالمه است؛ گفت و گو ، گفت و گو است.
قاطي كردن آنها ساده و تمايز آنها مشكل است. اما نويسنده خوب پشتكار دارد و مي داند كه چه چيزي روي صفحه كاغذ سرو صدا مي كند و چه چيزي بي حالت است. اين مكالمه است: - كجا زندگي مي كني؟ - خيابان استيت، شماره 230. و اين يك گفت و گو است: - اين جا زندگي مي كني؟ - اگه بشه اسمشو زندگي گذاشت! از برخي لحاظ گفت وگوي خوب مثل سراب است. به نظر واقعي مي رسد و به نظر مي رسد كه مردم واقعي كارهاي واقعي انجام مي دهند، اما چنين نيست.
در واقع، چنين نيست.پس گفت و گو چيست؟ گفت و گوي خوب يكي از كارهاي زير را انجام مي دهد: - گوينده را معرفي مي كند؛ - صحنه را معرفي مي كند؛ - كشمكش به وجود مي آورد؛ - پيش گويي ( يا زمينه چيني ) مي كند؛ - توضيح مي دهد. اينكه ما روزنامه نگاران چه مقدار از اين توصيهها را در مصاحبه كه فرايندي زنده و واقعي است استفاده مي كنيم ؟ كجا؟ و چه طور؟ و يا چه معجوني به آن مي افزاييم بماند براي بعد.
تنها فراموش نكنيد كه ما هم داستان نويس هستيم با اين تفاوت كه داستانهاي واقعي زندگي مردم اطرافمان را مي نويسيم. [راهنماي نگارش گفتگو، ويليام نوبل

همان طور كه گفته شد، تحقيقات چنداني در اين زمينه در دست نيست. در سال 1985 ميلادي در ايالات متحدة آمريكا تحقيقي در زمينه اعتبار منبع صورت گرفت و در سال 1989 ميلادي نيز تحقيق مشابهي در زمينة تأثير جنسيت در ميزان اعتبار روزنامه و روزنامه نگار در همين كشور انجام شد.
شايد بتوان گفت كه در ايران تحقيق مستقلي در اين زمينه صورت نگرفته است و
اگر هم موارد پراكنده اي يافت شود به طور غير مسقيم و ضمني در خلال ساير
موضوعات تحقيقي مورد اشاره قرار گرفته است.
دربارة پيشينة تحقيق در اين زمينه، سي سيلي گازيانو (Cecile Gaziano) و
كريستين مك گراث (Kristin Mc Grath) در مقدمة گزارش تحقيقي كه در سال 1985
ميلادي در ايالات متحده آمريكا انجام شد،2 نوشته اند كه تحقيق دربارة
اعتبار منبع، دو پيشينه دارد: يكي بر روي «صحت گزارش روزنامه »3 انجام
گرفته است و ديگري به «قابل باور بودن منبع به عنوان جزئي از در برگيري
ارتباطات»4 پرداخته است. هنگامي كه در دهه 60 ميلادي توجه به تحقيقات در
اين زمينه افزايش يافت، هاوّلند (Havland) و همكارانش طي تحقيقات خود دو
جزء اصلي اعتبار منبع را مشخص كردند:
1) وثوق ( Trustworthiness)؛
2) تخصص (Expertise)
اين مسأله باعث شد تا توجه بعضي از محققان به تشخيص از طريق عامل تحليل
كه تضمين كنندة اعتبار منبع است، افزايش يابد. محققان به اين نتيجه رسيدند
كه «اعتبار منبع» يك مفهوم چند بعدي است و مشخصه هاي آن نيز در هر بررسي
تغيير مي كند. 5
لس آنجلس تايمز در سال 1985 ميلادي يك نظر سنجي دربارة گرايش سياسي در
گزارشهاي روزنامه و ارزيابي وظايف وسايل ارتباط جمعي انجام داد و به بررسي
مفاهيمي نظير صحت، انصاف، مسؤوليت و نقش نقادي دولت پرداخت. درآن زمان
ميزان اعتماد به عنوان وسيله اي براي قياس ساير نتايجي كه از بررسي اعتماد
در آمريكا به دست مي آمد، مورد استفاده قرار مي گرفت، از جمله باور داشتند
يا معتبر شمردن يك نشريه، هنگامي كه يك گزارش خبري با ويژگي «برخورد» در
سطح جامعه منتشر مي شد. يا ترجيح مخاطبان در استفاده از وسايل ارتباط جمعي
براي كسب آگاهي در مورد اخبار محلي، استاني، ملي و بين المللي، يا قابليت
در پوشش دادن به موارد ويژه و مسؤوليت در اجراي حقوق مندرج در اوّلين
اصلاحيه قانون اساسي آمريكا.
بعضي از محققان درمسائل مربوط به اعتبار حدس زده اند كه ميدان جغرافيايي
اخبار، يكي از متغيرها مهم است. برخي از تحقيقات نشان داده بود كه مردم در
برخي از جوامع، در مسائل محلي، روزنامه ها را بيش از تلويزيون باور دارند
و برعكس، تلويزيون را در مسائل ملي و بين المللي بيشتر قبول دارند. تحقيقي
كه در سال 1985 ميلادي در آمريكا انجام شد در چهار زمينه صورت گرفت:
1. نگاهي به ابعاد اعتبار منبع؛
2. قابليت مرد م در تميز دادن اخبار روزنامه و وسايل ارتباطي،
3. مشكلات اعتبار در پوشش محلي؛
4. ارتباط بين اعتبار و نگرش مثبت به موضوع اوّلين اصلاحية قانون اساسي آمريكا.
ابعاد اعتبار منبع : تحليل نتايح بدست آمده از تحقيق نشان داد كه 12 موضوع درعامل اعتبار منبع جمع شده اند. اين 12 موضوع عبارت است از:
انصاف و اعتدال، بي غرضي، گفتن تمام ماجرا، صحت، محترم شمردن زندگي خصوصي افراد، مراقبت از طرفداران، داشتن موضوعات مربوط به بهتر شدن وضع اجتماعي، جدايي واقعيت از ديدگاهها، قابل اعتماد بودن، در ارتباط با موضوعات مورد علاقة مردم بودن، واقعي بودن و داشتن گزارشهاي موثق.
امّا برخي معتقد بودند كه بعضي از اين موضوعات بايد در سه عامل نظير
انصاف، وثوق وصحت تقسيم شوند. به هر حال ميزان اعتبار به دست آمدة
تلويزيون و روزنامه در اين تحقيق به ميزان اين 12 مورد بستگي داشته است.
قبلاً گفته شد كه يكي از چهار زمينة تحقيق، ابعاد اعتبار منبع است. اكنون ساير ابعاد اعتبار منبع را در آن تحقيق، پي مي گيريم.
تشخيص و تميز وسايل ارتباط جمعي: در تمام طول تحقيق به جز يك مورد،
تلويزيون از ساير وسايل جمعي بهتر دانسته شد وهنگامي كه به مخاطبان اصرار
مي شد كه حتماً يكي از وسايل را به عنوان وسيلة ترجيحي خود برگزينند.
تلويزيون را انتخاب مي كردند. آن يك مورد هم مربوط به خواست خوانندگان
مبني بر درك كامل يك موضوع محلي يا جنجال برانگيز بود. در اين مورد نيمي
از نمونه هاي امّاري، روزنامه را به عنوان رسانة مرجع خود انتخاب مي كردند.
پوشش مخصوص منطقه اي: ارزيابي پاسخها نشان داد كه روزنامه ها نگرش بهتري
به اخبار محلي دارند و تلويزيون اين نگرش بهتر را نسبت به حوادث طبيعي
دارد. از مخاطبان در تحقيق سؤال شد كه براي پي بردن به رويدادي كه در ك آن
سخت و پيچيده است يا جنجال و بحث برسرآن زياد است. كدام وسيلة ارتباط جمعي
را مورد استفاده قرارمي دهيد؟ نيمي از مخاطبان در پاسخ، روزنامه ها را
انتخاب كردند و تعداد آنان كه تلويزيون را در اين زمينه معتبر شمرده
بودند، كمتر از 4 مورد از 10 مورد بود. امّا 57 در صد كساني كه مورد اين
پرسش واقع شدند كه كدام يك از وسايل ارتباط جمعي براي درك اخبار ملي مورد
اعتماد شماست؟ تلويزيون را انتخاب كردند و 29 درصد به روزنامه رأي مثبت
دادند. تحقيق به اين نتيجه رسيد كه اعتبار تلويزيون هرچه از تمركز روي
مسائل محلي به سمت مسائلي ايالتي، ملي و بين المللي پيش برود، بيشتر مي
شود.
نخستين اصلاحية قانون اساسي آمريكا: دراين مورد پاسخها اغلب در حمايت از
مطبوعات آزاد بود. وقتي كه مطبوعات در واقع درايفاي وظيفة خود، «سگ مراقب
دولت» (Watchdogs of Government) باشند پاسخ دهندگان مايل به حمايت از
حقوق مندرج آنان در اوّلين اصلاحية قانون اساسي هستند.
همين طور هنگامي كه حقوق مرد م عادي در معرض خطر قرار دارد، پاسخ دهندگان بيشتر ميل به حمايت از حقوق مطبوعات دارند.
نتيجة تحقيق مشخص كرد كه ميزان اعتبار روزنامة يك رابطة معكوس با اين گفتة
رايج دارد كه «گاهي اوقات آزادي زياده از حد در مطبوعات وجود دارد» امّا
در مورد تلويزيون اين طور نيست. ولي ميزان اعتبار روزنامه و تلويزيون هر
دو با اين گفته كه «وسايل ارتباط جمعي؛ حقوقي را كه قانون اساسي برايشان
تعيين كرده، نقض مي كنند»، در تضاد است. به هر حال هيچ رابطه اي بين ميزان
اعتبار و نگرش نسبت به حقوق روزنامه نگاري كه محرمانه بودن اطلاعات منتشر
نشده را حفظ مي كند، وجود ندارد. بيش از دو سوم مردمي كه مورد مصاحبه قرار
گرفتند موافق بودند كه حق روزنامه نگار در حفظ محرمانه بودن منبع، درست
مثل حقي است كه به پزشكها و كشيشها در محرمانه حفظ كردن اسرار مردم داده
شده است. نكتة مهم در اين مورد آن است كه ميزان اعتبار روزنامه وتلويزيون
با حفظ اين ديدگاه در نزد مردم، ارتباط نزديك دارد.
تأثير جنسيت در اعتبار روزنامه و روزنامه نگار
يكي از كارهايي كه تقريباً به تازگي دربارة اعتبار روزنامه ها واعتماد
خوانندگان به آنها صورت گرفته، تحقيقي است كه توسط «اچ.آلن وايت» 7 و
«جولي آندسيگر » 8 در آمريكا درباره تأثير جنسيت بر مقولة اعتبار روزنامه
و روزنامه نگار در سال 1991 ميلادي انجام شد. 9
در مقدمة گزارش اين تحقيق آمده است: اين گزارش نتيجة يك بررسي تجربي از
تأثير جنسيت بر درك اعتماد يك ستون نويس روزنامه وهمچنين تأثير آن بر
موضوع مورد توجه ستون نويس روزنامه براي نوشتن است. نويسندگان اين گزارش
نتيجه گرفته اند كه جنسيت روي ادراك انتخابي ستونهاي روزنامه از سوي
خوانندگان مؤثر است. مردان ستونهايي را كه توسط زنان به رشتة تحرير درآمده
اند، مي پسندند. به عنوان مثال محققان پي برده اند كه خوانندگان زن، كار
روزنامه نگاران مرد را ترجيح مي دهند..1 در مطالعات ديگري، محققان نتيجه
گرفتند كه خوانندگان، زنان را به مردان نويسنده ترجيح مي دهند. 11
ذكر نام نويسنده در بالاي مقاله، مي تواند يكي از عوامل ارزيابي مردان و
زنان نويسنده از سوي خوانندگان باشد. در يك بررسي كه دربارة وجود نام
نويسنده در بالاي مقاله هاي قانوني، حوادث، مد و ورزشي صورت گرفت، مشخص شد
كه به طور سنتي نام مردان در ورزش و زنان در مورد مد در گزينش خوانندگان
مؤثر است. اين بررسي همچنين نتيجه گرفت كه مطلبي كه در مورد مد بود و نام
يك زن نويسنده در بالاي آن آمده بود، از سوي زنان خواننده جداً مورد توجه
قرار گرفته بود.همين نتيجه براي مقاله هاي ورزشي كه با اسم مردان نويسنده
چاپ شده بود در مورد خوانندگان مرد به دست آمده بود.12
اثر نام در اعتبار روزنامه نگار
در سال 1989 ميلادي بوركهارت (Burkhart) تصميم گرفت نشان دهد كه تغيير
يك حرف از نام نويسندة يك مقاله (به صورتي كه نام مذكر را مؤنث جلوه دهد)
مي تواند در ارزيابي از اعتبار يك روزنامه نگار تغييراتي حاصل كند. او نام
بالاي مقاله اي را از «مارك» به «ماري» تغيير داد و نتيجه گرفت كه زنان
بيشتر از مردان دقيق هستند. و همچنين زنان نويسنده بيشتر ازمردان قابل
اعتماد وداراي اعتبار هستند. 13
محقق ديگري اين مورد را مورد مطالعه قرار داد كه آيا جنسيت (در مورد نام
نويسنده اي كه در بالاي مقاله ذكر مي شود) در اعتبار مقاله هاي خبري مؤثر
است يا خير وسپس نتيجه گرفت كه بيش از 60 درصد افراد مورد مطالعه (زن و
مرد) معتقدند كه جنسيت در ارزيابي آنها از اخبار، نقشي ندارد امّا وقتي
آنها (زنان و مردان مخاطب) با اخبار واقعي كه نام نويسنده هاي آنها
دستكاري شده بود، مواجه شدند، اخباري را برگزيدند كه نام فرد مؤنث در
بالاي آن قيد شد ه بود. گذشته از آن، مردان، خبري را كه با نام زني به
عنوان نويسنده همراه بود، قابل باورتر از همان خبر كه بدون ذكر نام يا با
نام مرد همراه بود، تشخيص دادند. 14
امّا نكتة جالب اين است كه تحقيق ديگري نشان داد كه نويسندگان زن باور
دارند كه اگر مرد بودند، اعتبار بيشتري داشتند و نويسندگان مرد نيز معتقد
بودند كه اگر زن بودند، از اعتبار كمتري برخوردار بودند. همچنين زنان و
مردان نويسنده هر دو فكر مي كردند كه درجمع همجنسان خود اعتبار بيشتري
دارند تا در جمع جنس مخالف خود. 15
در تحقيق ديگري، سر مقاله هايي با نام مرد يا زن به افرادي ارائه شد و
نهايت اين طور نتيجه گرفته شد كه سرمقاله هاي معتبر براي خانمها، براي
مردان كمتر معتبر تلقي مي شود. 16
محقق ديگري اعتبار سخنگويان مرد يا زن را كه بيانيه هاي مطبوعاتي ارتش را
مي خوانند، ارزيابي كرد و نتيجه گرفت كه مرداني كه به عنوان منبع مطرح مي
شدند اگر چه تخصص بيشتري داشتند امّا اين مسأله اعتماد و تأثير بيشتر آنها
را به همراه نداشت. 17
امّا در تحقيقي كه دراين باره به سال 1991 ميلادي در فصلنامة روزنامه
نگاري از برآيند اين تحقيقات انجام گرفت، نتيجه گرفته شد كه فقط بين جنسيت
نويسنده و جنسيت خواننده رابطه اي وجود دارد. براي خوانندگان زن، ستونهايي
كه به وسيلة زنان نوشته شده، بيشتر جالب است و خوانندگان مرد نيز نظر
مشابهي نسبت به ستونهايي كه به وسيلة مردان نويسنده نوشته مي شود دارند.
امّا اختلاف محسوسي در سطح اعتبار زنان و مردان نويسنده از نظر جنسيت
خوانندگان وجود ندارد. 18
از يك ديدگاه، اين اطلاعات نشان مي دهد كه ستون نويسها ي روزنامه ها از
اعتبار شان به خاطر جنسيتشان صرف نظر نمي كنند. هم سردبيران و هم ستون
نويسها اين را نشان مي دادند كه وقتي دربارة «خبرهاي محض» يا «سخت خبر»
(Hard News) مستقيم و بدون تفسير مي نويسند كه دربرگيرندة ارزشهايي نظير
درگيري، برخورد، مجاورت و تازگي هستند، ممكن است اختلاف اندكي بين
خوانندگان از اين نظر ايجاد كند كه نويسده مرد بوده است يا زن، امّا وقتي
كه صحبت از «نرم خبر» (Soft News ) است كه معمولاً عناصر عاطفي و هيجان
انگيز در آنها وجود دارد، ممكن است تعصبات جنسي در كار ظاهر شود. به طوري
كه موارد مورد مطالعه نه تنها مي پنداشتند كه ستونهايي كه به وسيلة
همجنسانشان نوشته شده اند بيشتر جالب هستند. بلكه همچنين ستونها و مطالب
جالب را نيز به همجنسان خود نسبت مي دادند. نه عبارت ديگر به نظر مي رسد
كه اشخاص مورد مطالعه، خواهان اعلام دو چيز هستند:
1. اين نويسنده همجنس من است، پس مطلب بايد جالب باشد؛
2. اين مطلب جالب است، بنابراين نويسندة آن بايد همجنس من باشد.
اعتبار منبع و ساير مفاهيم ارتباطي
اعتبار منبع يك مفهوم ارتباطي است كه با اغلب مفاهيم ارتباطي رابطه اي
نزديك دارد. به عبارت ديگر از آنجا كه اعتبار منبع دربارة يكي از ويژگيهاي
مهم منبع بحث مي كند و منبع خود عنصري مهم و اساسي در ارتباط است، اغلب
مفاهيمي كه در روند ارتباط تأثير مستقيم و غير مسقيم دارند نيز به نوعي با
اين مفهوم در ارتباط هستند و تحت تاثير آن قرار مي گيرند. مفاهيمي چون
گزينشگري اخبار، ارزشهاي خبري، عينيت، نظرية هماهنگي شناخت، مسؤوليتهاي
اجتماعي روزنامه نگار و... درواقع با اين پيش فرض كه منبع معتبري در جريان
ارتباط قرار دارد، غينيت مي يابند. به عبارت ديگر شايد بتوان گفت كه علي
رغم آنكه مفاهيم مختلف ارتباطي اغلب در يكديگر مؤثرند، امّا اعتبار منبع
به طور روز افزون براكثر اين مفاهيم تأثير دارد. به عنوان نمونه به سه
مورد زير توجه كنيد:
اعتبار منبع و گزينشگري خبر
«... اگر انتخابهايي كه گزينشگر انجام مي دهد در جهت تأمين نيازهاي
خبري خواننده باشد، خواننده مطالب روزنامه را مطابق نيازهاي خود مي بيند و
از توسل به راههاي ارتباطي ديگر، جهت كسب خبر صرف نظر مي كند. به اين
ترتيب، روزنامه به عنوان يكي از مهمترين رسانه هاي خبري اعتبار به دست مي
آورد و در نتيجه مردم از آن به عنوان يك «منبع قابل اعتماد» سخن خواهند
گفت: در راديو و تلويزيون نيز وضعيتي مشابه حاكم است». 19
همگني منبع و گيرنده
«.. همگني عبارت است از شباهت در ويژگيهاي مانند باورها، ارزشها، آموزش
و منزلت اجتماعي بين دو فرد كه در ارتباط با يكديگر هستند20. در موقعيتي
كه امكان گزينش آزاد وجود دارد و منبع مي تواند با تعدادي گيرنده رابطه
داشته باشد، تمايل شديدي به انتخاب گيرنده اي دارد كه بيشتر به خودش شبيه
است، براي اصل همگني دلايل زيادي وجود دارد. غالباً افراد شبيه به هم، با
يكديگر زندگي مي كنند و تحت تأثير علايق مشتركي هستند. اين گونه نزديكيهاي
فيزيكي و اجتماعي، نوعي ارتباط همگن را باعث مي شوند. چنانكه گفته اند
كبوتر با كبوتر، باز با باز. ارتباط زماني مؤثر است كه منبع و گيرنده همگن
باشند. » 21
نقش اعتبار در تغيير بينش گيرنده
«... ممكن است منبع را در مقابل گيرنده معتبرتر نشان دهيم چرا كه
مطالعات نشان داده اند در چنين حالتي شوق و انگيزة قويتري در تغيير بينش
گيرنده به وجود مي آيد» 22.
تحقيقات داخلي
تحقيقاتي كه در ايران صورت گرفته است و به نوعي نيز در آنها «اعتبار
منبع» - يا مفاهيمي نزديك و مربوط به آن- مورد اشاره قرار گرفته، عبارت
است از:
1342 - وزارت اطلاعات: نظر سنجي مردم تهران در زمينة وسايل ارتباط جمعي؛
1353 - مركز سنجش افكار سازمان راديو - تلويزيون: دربارة مشاركت سياسي
مردم ايران با اختصاص فصلي به ميزان بهره مندي مردم از مطبوعات؛
1358 و 1359 - مركز تحقيقات اجتماعي و ارزشيابي برنامه هاي صدا و سيما:
نظر خواهي از مردم در چهار مقطع زماني آذر، تير، مرداد و شهريور 1359
دربارة درصد افراد با سواد شهر تهران كه روزنامه مي خوانند و در صد گرايش
آنها به روزنامه هاي مختلف؛
1368و 1369 - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها: ميزان بهره مندي شهروندان تهراني از مطبوعات.
در اين تحقيقات مواردي همچون وسايل خبري مورد اطمينان خوانندگان و نظرات
خوانندگان دربارة ميزان حقيقت نويسي مطبوعات و... مورد بررسي قرار گرفته
است. آنچه در پي مي آيد نگاهي است به برخي بررسيهاي انجام شده در مورد
اخير.
وسايل خبري مورد اطمينان خوانندگان : پاسخ مخاطبان به اين پرسش كه
«معمولاً از طريق چه وسيلة ارتباطي به اخبار مورد اطمينان خود دست پيدا مي
كنيد؟» در اولويت اوّل به ترتيب فراواني عبارت بوده است. از: تلويزيون؛
راديو هاي داخلي؛ مطبوعات؛ و به گفتگو با مردم. و در اولويت دوّم به ترتيب
فراواني پاسخها از اين قرار است: راديو هاي داخلي، تلويزيون، مطبوعات
داخلي، گفت وگو با مردم.
نكتة حائز اهميت آنكه، راديوهاي بيگانه در هر سه اولويت از كمترين فراواني
برخوردار بوده اند. همچنين به نسبت افزايش سطح تحصيلات و به نسبت افزايش
سن و همچنين افراد متأهل بيشتر از افراد مجرد، راديوهاي داخلي را وسيلة
مطمئن كسب خبر عنوان كرده اند.
در مورد تلويزيون به نسبت كاهش سطح تحصيلات و كاهش سن، تلويزيون وسيلة مطمئن كسب خبر قلمداد شده است.
كاركنان بخش دولتي، بيشتر از ساير شاغلان، تلويزيون را وسيله مطمئن كسب خبر مي شناسد.
با افزايش سطح تحصيلات، مطبوعات داخلي نيز بيشتر مورد اطمينان قرار مي
گيرند. همين مطلب در مورد مطبوعات خارجي و راديو هاي بيگانه نيز صدق مي
كند. افراد بيكار، نسبت به ساير گروهها، راديو هاي بيگانه را وسيلة مطمئن
كسب خبر مي شمارند.
ميزان حقيقت نويسي مطبوعات و اعتماد خوانندگان: در اين مرحله از تحقيق دو
پرسش صورت گرفته است. در اوّلين پرسش از خوانندگان خواسته شده بود نظر خود
را نسبت به ميزان حقيقت نويسي مطبوعات ابراز دارند. نتايج به دست آمده به
شرح ذيل بود:
4/15 درصد = اكثر حقايق را مي نويسند؛
7/68 درصد = تنها برخي از حقايق را مي نويسند؛
9/15 درصد = هيچ حقيقيي را درج نمي كنند.
در پرسش دوّم سؤال شده بود كه چنانچه خواسته باشيم درجة اعتماد شما به
مطبوعات از يك تا 9 رتبه بندي كنيم، چه عددي را انتخاب مي كنيد؟ نتايج به
دست آمده حاكي از درجة اعتماد متوسط خوانندگان نسبت به مطبوعات است.
اعتبار منبع در تيتر
اهميت و اعتبار منبع گاه به آن حد مي رسد كه خود را در تيتر خبر جاي مي
دهد. در کيهان چندي قبل خبري آمده بود مبني بر اين كه دادسراي عمومي تهران
بررسي علل ريزش ديوارة مترو را و آغاز كرد حال اگر فرضاً خبري به دست
آوريم مبني بر اينكه دادستان، ريزش ديوار مترو را عمدي خوانده است، نيز
قطعاً مي تواند چنين باشد، دادستان تهران: ريزش ديوار مترو عمدي بوده است.
با اين تيتر در واقع از اعتبار منبع براي ضمانت تيتر و خبر استفاده شده
است.
دكتر گيبسن در كتاب روزنامه نگاري در عصر الكترونيك به «ضمانت» و «استناد»
اشاره كرده و نوشته است: «اگر متن خبر توسط منبعي ،ضمانت شده، پس تيتر نيز
بايد ضمانت شود». او تيتري را عنوان مي كند مبني بر اين كه «ياربر، رئيس
جمهور را درغگو خوانديم و مي گويد در اين تيتر ما اتهام را به «ياربر»
استناد داده ايم. بنابراين تيتر مستند است، همچنين ضمانت شده نيز هست. به
خواننده نيز اين اطمينان را داده ايم كه اين جمله خبري نه از خبرنگار
روزنامه بلكه از مبنع صلاحيت دار ديگري نقل شده است. بايد به تيتر ضمانت
بخشيد و به خواننده فهماند كه ما اطلاعات خود را از منبع موثق اخذ كرده
ايم. اين مسأله مسؤوليت اثبات مدعا را نيز بر عهده شخص ديگر مي گذارد. 2
بي اعتباري منبع
دربارة بي اعتباري منبع نيز بايد از روان شناسي اجتماعي كمك بگيريم،
آنجا كه فاصلة پيام با گيرندة پيام آن قدر زياد است كه منجر به بي اعتباري
منبع ميگردد. فرض كنيد تصميم داريد كه به عنوان مسؤول يك روزنامة
تلويزيوني، افراد چاق را به ورزش و راهپيمايي تشويق كنيد.حال به نظرتان
معقول است كه آدمهاي چاق را به پياده روي 8 كيلو متر در روز تشويق كنيد؟
قطعاً در صورت بيان چنين پيشنهادي، فقط اعتبار خود را از دست داده ايد. به
عبارت ديگر اشتباه در ارائة پيام به بي اعتباري منجر مي شود.
درهمين زمينه دكتر گيبسن - استاد روزنامه نگاري دانشگاه تگزاس - خطاب به
دانشجويان روزنامه نگاري مي گويد: «شايد تا به حال دريافته ايد كه افكار
عمومي، دست اندركاران رسانه هاي {جمعي} را معصوم نمي داند. خوانندگان،
بينندگان و شنوندگان ما به كرّات به ما بي اعتمادي مي كنند. بخشي از عدم
اعتماد آنها از مشاهدة مكرّر اشتباهات ما ناشي مي شود. تا زماني كه
نتوانيم تمام اغلاط و اشتباهات خود را از فرستنده هاي معمولي و نشريات
روزانه محو كنيم، قادر به محو كامل بي اعتمادي آنان نيز نخواهيم بود، ولي
با كاهش هر واحد از اشتباهات، يك واحد از بي اعتمادي افكار عمومي خواهيم
كاست. ما به اميد اين كه بازده خوب سبب افزايش اعتماد مي شود، اشتباهات
خود را نشانه مي گيريم. تعقيب اين اشتباهات، همانا با بازبيني مجدد به كمك
مآخذ، كتابخانه و منابع مختلف ميسر مي شود و ما را به هدف طلايي و دست
نيافتني نزديك مي كند: قطعه اي مطلب ارتباطي بدون غلط » 26
در واقع شايد بتوان گفت كه پخش نادرست اخبار اثري همچون «بومرنگ» دارد و
در نهايت اثر آ ن به فرستنده باز خواهد گشت. ميزان تأثير ارتباطات و اثرات
مثبت يا منفي آنها از مسائلي است كه دربارة آن بحث هاي زيادي مطرح بوده
است. منبع ارتباط (انتقال دهنده پيام)، ويژگيهاي مخاطبان (پيام گيران) و
ماهيت پيام (چگونگي انتقال آن) در افزايش تأثير ارتباط مؤثر هستند. پخش
نادرست اخبار و مواد اطلاعاتي همچون اثر بومرنگ به فرستنده يا منتقل كنندة
پيام باز مي گردد و در نهايت هويت رسانه را عوض مي كند./ نویسنده :فريد
اديب هاشمي
مقاله امروز در مورد منبع یا منابع است. با مطالعه آن نکات مفیدی را می آموزیم.
قسمت اول
يكي از مواردي كه مخاطبان وسايل ارتباط جمعي معمولاً به دنبال كشف و ارزيابي آن هستند، هويت منبع پيام و ميزان درستي و اعتبار آن است. ذكر منبع پيام در خبرها و مقاله ها و ديگر مطالب رسانه ها ي ديدراي و نوشتاري، علاوه بر اينكه در جلب اطمينان مخاطب مؤثر است، به پيام و خود رسانه نيز به عنوان منبع پيام، اعتبار بيشتري مي بخشد، ذكر منبع در خبرها تا آنجا اهميت يافته كه در برخي از كشورها كه به اجراي مقررات عهد نامه بين المللي حفظ حقوق مؤلف پايبندند گاه ممكن است عدم ذكر و درج منبع در خبر ها، منجر به تحت تعقيب قرار گرفتن مسؤولان رسانه ها شود.
منابع روزنامه ها
منابع و مآخذ مطالب چاپ شده در روزنامه ها در يك تقسيم بندي نه چندان تازه، 12 مورد را در بر مي گيرند:
1. اخبار ومقاله هايي كه توسط خبرنگاران ونويسندگان تحريريه درمحل انتشار روزنامه تهيه مي شوند؛
2 .مطالب ارسالي از سوي خبرنگاران ثابت يا فرستادگان مخصوص روزنامه در شهرستانها و يا خارج از كشور؛
3 .نوشته هاي همكاران غير مستقيم روزنامه ها؛
4 .اخبار و تفسيرهاي خبرگزاريهاي داخلي و خارجي؛
5 .اخبار و اعلاميه هاي دولتي دريافت شده از روابط عمومي ها؛
6 .اطلاعات واخبار دريافت شده از انجمنها، جمعيتها، احزاب و اصناف و حتي افراد عادي،
7 .اخبار و مقاله هاي اقتباس شده از روزنامه ها و نشريات داخلي يا خارجي،
8 .اخبار و مطالب راديو – تلويزيون داخلي؛
9 .بولتنها و نشريات سفارتخانه هاي خارجي و نمايندگيهاي كشورهاي خارجي؛
10. اخبار ارسالي خوانندگان به وسيلة نامه يا تلفن،
11.مطالب تهيه شده از آرشيوها و كتابخانه ها؛
12.مطالب و اطلاعات تهيه شده از فيلمهاي مستند خبري 1.
امّا مهمترين و پر ارزشترين منبع خبري مطبوعات، گزارشهاي اختصاصي
خبرنگاران خودي است كه با توجه به نيازهاي خوانندگان، با دقت، هوشياري و
موشكافي تهيه و ارسال مي شوند.
روزنامه ها و ديگر رسانه ها نيز معمولاً، با توجه به تناسب موضوع، ارزش
واهميت بيشتري به اين گونه اخبار مي دهند. دراين مورد بخصوص، گذشته از
تمامي اهميت و ويژگيهاي مثبتي كه يك گزارش اختصاصي خبرنگار خودي مي تواند
براي روزنامه داشته باشد، معمولاً باعث آرامش خيال و اطمينان خاطر
سردبيران و مسؤولان روزنامه ها هم مي شود. مسؤولان روزنامه ها اغلب اين
طور تلقي مي كنند كه منبع اين گونه گزارشها و خبرهاي اختصاصي، معتبر است و
مي توان با خيال راحت و بدون نگراني از واكنشهاي احتمالي آتي، بسته به
اهميت خبر، تيتري 8 تا 10 ستوني نيز درصفحة اوّل به آن اختصاص داد. در
واقع، سردبيران در چنين مواردي كمتر نگران صحت و سقم منبع خبر – كه بي
اعتباري آن،گاه مي تواند اعتبار چندين ساله روزنامه اي را از بين ببرد -
هستند.
اعتبار منبع از نگاه روان شناسي
در زمينة اعتبار منبع (Source credibility) تحقيقات چنداني دردست نيست.
امّا در روان شناسي اجتماعي در مبحث «تغيير گرايش » (Attitude chage )
آنجا كه از «متقاعد سازي، تبليغات و تغيير گرايش» بحث مي شود، به اين
مقوله پرداخته شده و آمده است كه همة پيامهايي كه به منظور نفوذ در
گرايشهاي مردم تهيه و انتشار مي يابند به يك اندازه تأثير مي گذارند.
عوامل خاصي دركار هستند كه اثر آنها را افزايش مي دهند يا مانع تأثيرآنها
مي شوند و يا تأثيرات را كاهش مي دهند. دربحث روان شناسي اجتماعي پيامها
از سه جنبه مورد مطالعه قرارگرفته اند: 1) منبع پيام؛ 2) محتواي پيام؛ 3)
گيرندة پيام.
«منبع پيام» در اين مبحث به عنوان يكي از عوامل مهم تغيير گرايش مطرح شده
واز زواياي «اعتماد به منبع»، «جاذبة منبع» و «قدرت منبع» قابل ارزيابي
تشخيص داده شده است.
اعتماد به منبع: تخصص از عواملي دانسته شده كه باعث افزايش اعتماد به منبع
مي گردد. زيرا كه بسياري از افراد، اظهار نظرهاي متخصصان را راحت تر مي
پذيرند. به عبارت دقيق تر پيام منبع معتبر، راحت تر نفوذ مي كند. وكمتر
مورد انتقاد قرار مي گيرد. در مورد منابع شفاهي نيز اطمينان خاطر گوينده
به هنگام سخن گفتن، منبع را صالح تر و قابل اعتمادتر نشان مي دهد.
جاذبه منبع: محبوبيت و جذابيت ظاهري اعتبار بيشتري به منبع مي دهد،
بيشترين استفاده از اين خصوصيت درآگهي هاي تجارتي به عمل مي آيد زيرا كه
محبوبيت منبع، باعث جلب بيشتر گيرندة پيام و تأثير بيشتر روي مخاطب خواهد
شد. نمونه هاي اين گونه استفاده از جذابيت منبع را نيز در استفاده از
افراد معروف و محبوب نظير ورزشكاران، هنرپيشگان، قهرمانان جنگ و... براي
انتشار پيامهاي خاص سياسي، تجاري، بهداشتي وغيره ديده ايم. از سوي ديگر،
مشابهت در گرايشها، مهارتها، و ارزشها نيز به جاذبه و اعتبار منبع كمك
فراوان مي كند.
قدرت منبع: نظر برخي از روان شناسان نيز بر اين است كه هرچه قدرت منبع بيشتر باشد، نفوذش برگرايش گيرندگان پيام بيشتر خواهد بود.
تحقيقات در زمينة اعتبار منبع